۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

از مردم بی پناه بلوچستان حمایت و اعدام ها را محکوم کنیم

صبح امروز شنبه ۱۱ دی ۸۹، چهار نفر به اتهام «افساد فی‌الارض و محاربه با خدا و رسول خدا» در زندان زاهدان، مرکز استان سيستان و بلوچستان در جنوب شرقی ايران اعدام شدند.
ابراهيم حميدی، رئيس کل دادگستری سيستان و بلوچستان از «ظهوراحمد عاصف‌دوست، جهانبخش براهويی، محمود براهويی و شهرام نارويی» به عنوان کسانی که امروز اعدام شده‌اند، نام برد.
همچنين ۳۰ آذرماه گذشته ۱۱ نفر در محوطه زندان زاهدان به اتهام «افساد فی‌الارض و محاربه با خدا و رسول و مقابله با نظام» اعدام شدند.
 بنا به گزارش سالانه سازمان عفو بين‌الملل، تعداد اعدام‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی ايران در خلال سال ۲۰۰۹ ميلادی بيش از ۳۸۸ مورد اعلام شده که پس از چين، با جمعيت بيش از يک ميليارد و ۳۰۰ ميليون نفر، ايران را در رده دوم جهانی قرار می‌دهد.
  هم اکنون دو سوم کشورهای عضو سازمان ملل، يعنی ۱۳۰ کشور، حکم اعدام را کنار گذاشته‌اند، اما در ۶۲ کشور همچنان مجازات اعدام اجرا می‌شود که جمهوری اسلامی ايران يکی از اين کشورها است.
طبق آمار سازمانهای حقوق بشری، یک سوم ا عدامی ها در ایران بلوچ بوده اند ( البته تاریخ آن معلوم نیست و مشخص نیست که یک سوم اعدامی ها بلوچ بوده اند دقیقا مربوط به چه زمانی است و چه تعداد می باشند)  تعداد زیادی از ا عدامیان در زندان وکیل آباد مشهد نیز بلوچ هستند که بطور ناشناخته، بسر دار برده شده اند.

 خبرگزاری حقوق بشر ايران (رهانا)، نيز امروز گزارش داد از آغاز سال ۱۳۸۹ تاکنون «بيش از ۲۰۰ نفر» در ايران اعدام شده‌اند که دست‌کم شش نفر از آن‌ها زن بوده‌اند. بر اساس اين گزارش استان‌های تهران، خوزستان، اصفهان، يزد و آذربايجان غربی رتبه‌های اول تا پنجم اعدام در ايران را به خود اختصاص داده‌اند.

 همانطور که می دانید استان سیستان و بلوچستان واقع در جنوب شرقی ایران از دو منطقه سیستان و بلوچستان تشکیل می‌شود که منطقه سیستان شامل سه شهرستان زابل، زهک و شهرستان هیرمند است. منطقه بلوچستان از زاهدان که مرکز استان است، شروع می‌شود و شهرستان‌های زاهدان، خاش، سراوان، ایرانشهر، سرباز، نیکشهر، چابهار و کنارک را در بر می‌گیرد.
اما آیا می دانید که مردم بلوچستان در ایران از بی پناه ترین ملتهای ساکن ایران هستند و هر بی پناهی که از سایر نقاط ایران یه بلوچستان برود مورد حمایت مردم آنجا قرار می گیرد چرا که خود درد این بی پناهی را کشیده اند. نمی دانم آیا هرگز به بلوچستان مخصوصا زاهدان سفر کرده اید یا نه , شهر مملو از نیروی نظامی و امنیتی است و مانند یک پادگان نظامی است. تو گویا همین امروز یک کودتای نظامی در زاهدان رخ داده است . وقتی وارد شهر می شوید و بومی آنجا نباشید هزاران چشم نیروهای نظامی شما را خیره نگاه می کنند تو گوئی رفتن و سفر کردن به این منطقه ایران خودش جرم محسوب می شود .فقر, اعدام و نیروی نظامی از مشخصه های شهر زاهدان شده است و جمهوری اسلامی برای این استان علاوه بر فقرو تهیدستی اعدام فرزندانشان را نیز به ارمغان آورده است . این استان از محرومترین استانهای کشور محسوب می شود  و۷۴%  بلوچ ها زیر خط فقر زندگی کنند.
  زاهدان حتی بر خلاف کردستان اعدامی هایش کمتر مورد توجه و حمایت اپوزسیون آزادیخواه داخل و خارج از کشور قرار می گیرد و نیروهای سیاسی خود بلوچ ها نیز در خارج از کشور مانند کردها فعال سیاسی و نیروی سیاسی قدرتمند ندارند. در خارج از کشور کردهای عراق, ترکیه و تا حدی سوریه در آکسیونهای ضد اعدام در کردستان ایران شرکت می کنند اما بلوچ های ایران در خارج از کشوراز حمایت بلوچ های افغانستان و پاکستان برخوردار نیستند پس بنابراین من فکر می کنم در اعتراض به اجرای حکم بلوچ ها باید تظاهرات هایی را سازماندهی کرد.

نظام جلالی

۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

یکشنبه سیاه

  یکشنبه سیاه آمد  ، بالاترین با حذف لینک  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، بالاترین با حذف کاربران آمد
  یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی با دو طفلان مسلم  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی از چاه به بالاترین  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، خامنه ای شاد و به وجد  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی  شاد و خندان  آمد 
 یکشنبه سیاه آمد  ، بالاترین با چماق  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، بالاترین با اخراج سکولار ها  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، بالاترین با چهار دیواری اختیاری آمد 
 یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی دیکتاتور بالاترین  آمد
  یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی یا حسین گویان  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی با شمشیر زوالفقار  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی کودتاچی  آمد
  یکشنبه سیاه آمد  ، بالاترین با انگ به کاربران آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، بالاترین با توهم توطئه  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، میترا با توهم جنگ جهانی  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی با وا اسلاما  آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی با سیگار و عبادی آمد
 یکشنبه سیاه آمد  ، مهدی با رو سیاهی چون ذغال  آمد

بررسی عواقب سیاسی دستگیری احتمالی سران اصلاح طلب برای رژیم

1- پس از دستگیری سران اصلاح طلب جمهوری اسلامی دیگر قادر نخواهد بود برای انتخابات نمایشی خود مردم را به پای صندوق ها بکشاند و حتی بخش قابل توجه ای از خود بدنه اصلی رژیم در این بازی سیاسی پرهزینه شرکت نخواهند کرد. هر چند که از هم اکنون با چنین بحرانی مواجه است.
2- ابعاد و چگونگی واکنش مردم به این اقدام برای رژیم قابل پیش بینی نیست و نخواهد بود.
3- پس از آن رژیم با یک بدنه ناراضی مواجه خواهد بود که دیگر در یک شرایط حساس سیاسی در پشت رژیم نخواهند ایستاد و هر لحظه امکان آن خواهد بود که پشت رژیم را خالی کنند.
4- در حوضه روابط بین الملل نیز فشار سیاسی زیادی بر رژیم از طرف دولتها وارد خواهد شد.
5- پس از چنین حادثه ای رژیم هواداران خود در کشور های اسلامی را تا حد زیادی از دست خواهد داد همانطور که بعد از سرکوب خونین جنبش مردمی توهم بخش زیادی از اسلامگرایان به حکومت اسلامی از بین رفت و بسیاری از هواداران خود را از دست داد.
6- پس از چنین سرکوبی بخش های دیگر اصولگرایان نیز در چنین فضائی احساس امنیت نخواهند کرد و بیم آن خواهد رفت که چنین روش و منشی در آینده نیز دامان آنان را نیز بگیرد.
7- صرفا دستگیری رهبران اصلاح طلب مشکل رژیم را حل نخواهد کرد مگر آنکه دست به یک کودتای گسترده و وسیع بزند ولی باز رژیم قادر نخواهد بود کل طرفداران و هواداران آنان در بدنه خود را شناسائی و پاکسازی کند.
8- پس از چنین حرکتی رژیم آنچنان دایره خود و هوادارانشان را محدود و شکننده خواهد کرد که با کوچکترین فشار خارجی یا داخلی در هم خواهند شکست.
9- برای چنین حرکتی رژیم واهمه خواهد داشت که مراجع تقلید مخالف واکنش تند و یا حکم جهادی را صادر کنند که باعث خواهد شد بطور کلی وضعیت زمین بازی سیاسی تغییر اساسی کند. چراکه آن موقع هر گونه سکوت مراجع برای مردم به منزله همراهی با سرکوبگران تلقی خواهد شد و قداست پوشالی مذهبی خود را در اذهان مذهبیون عامی از دست خواهند داد و نان خود را آجر خواهند کرد.
10- دستگیری و پرونده سازی برای سران اصلاح طلب که به قدمت عمر جمهوری اسلامی منصب حکومتی داشته اند در واقع محاکمه خود جمهوری اسلامی خواهد بود و هزینه سیاسی سنگینی برای رژیم به همراه خواهد داشت.

نظام جلالی

۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه

نامه جمعی از کاربران سایت رسانه ای «بالاترین» به سازمان گزارشگران بدون مرز


از دوستانی که مایل به مشارکت در این حرکت هستند دعوت میشود تا متن نامه زیر را کپی و توسط ایمیل شخصی خود به آدرس بخش فارسی سازمان گزارشگران بدون مرز، یعنی persan@rsf.org  ارسال کنند:

-------------------------------

دوستان گرامی مسئول سازمان  گزارشگران بدون مرز،
طی روزهای شنبه بیست و هفتم و یکشنبه بیست و هشتم آذر ماه، مسئولان سایت رسانه ای عمومی «بالاترین» در یک حرکت  گسترده، و طی تجاوزی  بی سابقه به حدود آزادی بیان کاربران آن سایت، نه تنها تعداد زیادی از مطالب کاربران خود را حذف کردند، بلکه به آن  اکتفا ننموده، حسابهای تعداد زیادی از کاربران را نیز بسته اند.  متاسفانه، همانند اعدامهای جمهوری اسلامی،  هیچ مکانیسم قابل اعتمادی برای پیدا کردن تعداد کامل قربانیان این تصمیم مسئولان سایت بالاترین وجود ندارد، اما فهرست قریب به  100  نفر از حذف شدگان به همراه آدرس سایت کاربری آنان در بالاترین را که تا این لحظه توسط کاربران جمع آوری گردیده است میتوانید در وبلاگ زیر مشاهده کنید:

http://culturallogic.blogspot.com/2010/12/blog-post_6184.html

گفتنی است مسئولان بالاترین همچنین همزمان با آغاز حذفهای دسته جمعی فوق، امکان فرستادن دعوتنامه را نیز از تمامی کاربران خود گرفته اند. به عبارت دیگر، امروز یک کودتای تمام و کمال اطلاعاتی در سایت عمومی بالاترین انجام گرفته است.

افراد حذف شده اغلب کاربرانی پر طرفدار و پر کار بوده اند که بعضا با نوشتن و ارسال مطالب مختلف دست به اعتراض به سیاستهای اخیر مبتنی بر سانسور و حذف در بالاترین زده بودند و خواستار احترام به حقوق بشری و آزادی بیان خود گردیده بودند، و مطالب  حذف شده نیز مطالبی بودند که مورد استقبال عمومی اکثر کاربران و استفاده کنندگان از آن سایت قرار گرفته بودند.

ما این متن را به این منظور مینویسیم تا از شما و از تمام کسانی که دوستدار مفهوم آزادی بیان و احترام به حقوق اولیه بشری میباشند درخواست کنیم تا با پرداخت توجه به این اتفاقات، و با انعکاس گسترده اخبار و اطلاعات در مورد این رفتار مغایر با اصول آزادی بیان و اخلاق و مسئولیت رسانه ای از سوی مدیران سایت بالاترین، خواستار احیای حقوق اجتماعی کاربران آن سایت و ایجاد محیطی مناسب برای حفظ و احترام به حقوق اولیه بشری آنان گردند.

با تشکر فراوان،

جمعی از کاربران سایت بالاترین
http://culturallogic.blogspot.com/p/blog-page.html

۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

چرا بالاترین را تحریم می‌کنم؟


تحریم و اعتصاب ابزاری هستند دموکراتیک که در مواقعی که مرکز قدرت گوش شنوا ندارند ، توسط توده‌های مردم به کار می‌‌رود .تحریم و اعتصاب وسایلی هستند که اعتراض خود را به گوش‌های ناشنوا می‌‌رسانیم .استفاده از ابزار تحریم و اعتصاب در جوامعی به کار می‌‌رود که با این ابزار دموکراتیک آشنا هستند بنابر این استفاده از چنین ابزاری نیاز به آشنایی با فرهنگ اعتصاب و تحریم دارد و بکار بردن آن در فضای مجازی تمرینی خواهد بود برای بکار بردن آن در جامعه حقیقی‌ .از آنجایی که بالاترین به دلایل نامعلوم طرف کاربران مذهبی‌ را گرفته است به مدت ۲ هفته از این وبلاگ لینکی‌ به بالاترین نمی‌‌فرستم و بالاترین را تحریم می‌‌کنم 

۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

تحلیل سیاسی دست پشت پرده چند انفجار در تهران و سوء قصد به جان دو استاد فیزیک در آستانه ۱۶ آذر

امروز يک استاد دانشگاه را در بلوار ارتش و استاد دانشگاه ديگر را در مقابل دانشگاه شهيد بهشتی ترور كردند. هر دو استاد به يک شيوه اما در محل‌های جداگانه کشته شدند . استاد شهرياری در بلوار نيروی زمينی بلافاصله و درجا کشته شد و استاد عباسی با همين شيوه در مقابل دانشگاه شهيد بهشتی ترور شد و از شدت سانحه پس از انتقال در بيمارستان کشته شد. ترور های حرفه ای صورت گرفته که به صورت چسباندن بمب به اتومبیل توسط موتور سواران در حال حرکت بوده است فقط می تواند کار افراد حرفه ای و آموزش دیده ماموران امنیتی و نظامی ویژه باشد . مکانیزم اقدام تروریست ها به این شکل بود ه که موتور سواران تروریست نزدیک خودروی حامل استاد شده و با چسباندن یک بمب به ماشین از آن فاصله گرفته و سپس خودرو را منفجر می کردند. از طرفی اینگونه اقدامات فضای مناسب را برای هر چه بیشتر امنیتی کردن تهران و دانشگاه ها در آستانه ۱۶ آذر را به رژیم می دهد. سال گذشته نیز در همین روزها دكتر علی محمدی، استاد فیزیك دانشگاه تهران با كار گذاشته شدن بمب در یك موتورسیكلت كنار خودروش ترور شد . در ماه های اخیر هم دو پزشك و استاد علوم پزشكی ترور شدند . انحلال ناگهانی دانشگاه علوم پزشکی ایران و دلایل آن را نیز باید مورد توجه قرار داد.

(مدیر کل وزارتی وزارت بهداشت و درمان درباره" دلیل این انحلال تاریخی" گفت:" پس از انتزاع کرج از استان تهران و تشکیل استان البرز، بخشهای مهمی از مراکز و شبکه بهداشت و درمان که تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران بود از این دانشگاه منفک شد. همچنین زمینه انتقال بخشی از کارمندان از تهران فراهم می شود".

بنا به اظهارات حسن آقاجانی این تصمیم در راستای ابلاغ معاونت توسعه و مدیریت منابع انسانی ریاست جمهوری صورت گرفته است. به بیان دیگر، طرح خلوت سازی پایتخت که گفته می شود برای جلوگیری از مشکلاتی مانند تلفات زلزله احتمالی، خدمت رسانی بیشتر، عدم تمرکز نظام اداری و عدم متمرکز کردن رای دهندگان به کاندیدای رقیب دولت فعلی از سوی فروزنده، معاون منابع انسانی ریاست جمهوری مطرح شده بود، این بار بلای جان دانشگاه علوم پزشکی ایران شده است .

خاطر نشان می شود دانشگاه علوم پزشکی ایران با در اختیار داشتن 16 بیمارستان و بیش از 13 هزار نفر نیروی انسانی، جزء یکی از بزرگترین دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود که با حکم روز جمعه مورخ 7 آبان وزیر بهداشت و درمان در دانشگاه های علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی، ادغام شد.

دانشگاه علوم پزشکی منحله ایران، یکی از 3 دانشگاه ارائه دهنده خدمات بهداشتی و درمانی در تهران بزرگ بود که به مردم مناطق غرب تهران و شهرستانهای همجوار از جمله شهریار و کرج، خدمات رسانی می کرد.

این دانشگاه با در اختیار داشتن 16 بیمارستان، جزء یکی از بزرگترین دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود که با حکم روز جمعه مورخ 7 آبان مرضیه وحید دستجردی، وزیر وقت بهداشت و درمان در دانشگاه های علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی، ادغام شد ) بنابرین آیا به این وسیله (ترور ) نیز رژیم می خواهد موجبات رفتن استادان دانشگاه را از تهران فراهم کند ؟ چرا فقط استادان دانشگاه تهران ترور می شوند ؟ آیا حملات اخیر خامنه ای به مخالفان و اینکه بسيجيان خود را براي درگيري‌ها و چالش هاي آينده آماده کنند می تواند ربطی به ترور های اخیر داشته باشد که رژیم بخواهد از آن به عنوان بهانه و فرصتی برای سرکوب استفاده کند ؟

نظام جلالی 29.11.2010

دعوت به بازی وبلاگی با عنوان: «چرا بالاترین را تحریم می کنم؟»

پس از اقدام اخیر بالاترین که اعمال نظر مدیران در قبال توهین آمیز بودن یا نبودن لینک ها را رسمیت بخشید، بسیاری از کاربران به اشکال گوناگون این حرکت را مورد انتقاد قرار دادند. بسیاری این اقدام را ادامه ی روندی می دانستند که از مدتی قبل با تغییرات نوشته یا نانوشته از جانب مدیران اعمال می شد. حذف امکان ارسال گزارش تخلف جهت منفی های غیرقانونی و عقیدتی، اعمال تبعیض میان کاربران، دخالت مستقیم در حذف لینکها و نظرات کاربران و مسدود شدن حساب کاربران معترض با اتهاماتی چون داشتن چند حساب کاربری، تنها بخش کوچکی از رفتارهای توجیه ناپذیر مدیریت بالاترین می باشد. تصمیم جمع بزرگی از کاربران مبنی بر ارسال نامه ای اعتراضی به مهدی یحیی نژاد مدیریت این سایت که با استقبال و حمایت کم نظیر دیگر کاربران مواجه شد نیز، پس از گذشت بیش از 5 روز همچنان بی پاسخ مانده است.
به خاطر این تبعیضات آشکار و بی احترامی به پرسش ها و انتقادات جمع کثیری از کاربران، شما را به یک موج وبلاگی بزرگ دعوت می کنیم. یک بازی وبلاگی با عنوان: «چرا بالاترین را تحریم می کنم؟»؛ تا مقدمه ای باشد بر آغاز تحریم دو هفته ای این وبسایت اشتراک گذاری لینک. از همه ی شما دوستان می خواهیم با همراهی خود، صدای این حرکت اعتراضی را هرچه پرطنین تر سازید تا مدیران این وبسایت دریابند که نقض قواعد آزادی بیان و بی توجهی و بی احترامی به خواسته های کاربران، چندان نیز بی هزینه نخواهد بود.

*زمان آغاز بازی وبلاگی، از عصر چهارشنبه 10 آذر خواهد بود.

*تحریم 14 روزه ی بالاترین به پیامد این بازی وبلاگی، از ساعت 9 صبح پنج شنبه 11 آذر به وقت ایران آغاز خواهد شد.

امیدواریم همه ی دوستان، وبلاگ نویسان و کاربران بالاترین، در هرچه بهتر انجام گرفتن این حرکت اعتراضی ما را همراهی نمایند.

http://balatahriim.wordpress.com/