۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

پیشنهاد شرکت در تظاهرات امروز تونسی ها در شهر کلن

پیشنهاد رسیده : همانطور که می دانید امروز شنبه ساعت 16.00 جلوی در اصلی ایستگاه مرکزی قطار گردهمائی ایرانیان در اعتراض به اعدام ها در زاهدان و دیگر شهرها برگزار خواهد شد و در همان نزدیکی و جلو در اصلی کلیسا کلن تظاهرات مربوط به تونس در همان ساعت 16.00 خواهد بود بنابراین ما می توانیم ساعت 15.30 تا 16.30 در گردهمائی ایرانیان شرکت کنیم و سپس به تظاهرات تونسی ها بپیوندیم و هم اینکه می توانیم در همانجا با برگزارکنندگان ایرانی وتونسی  هماهنگ کنیم و تصمیم جمعی بگیریم.
در اینجا  هر 2 فراخوان را می توانید باری دیگر بخوانید.

فراخوان به گردهمائی اعتراضی در کلن


در حمایت از مردم بلوچستان و اعتراض به اعدام ها در ایران

اعدام ، قتل عمد دولتی است.

با توجه به اعدام های اخیر صورت گرفته در زاهدان توسط رژیم جمهوری اسلامی و ضرورت محکوم کردن این اعدام های غیر انسانی ؛ ما همه نبروهای آزادیخواه و ضد اعدام را دعوت به شرکت در یک آکسیون اعتراضی بر علیه اعدام ها ی صورت گرفته در قم ؛ زاهدان ، کردستان، تهران و ....می نمائیم . با توجه به احکام غیر انسانی اعدام در جمهوری اسلامی و آغاز موج اعدام در ایران ، ضرورت برگزاری آکسیون های اعتراضی گسترده در شهرهای مختلف جهان وجود دارد. امیدواریم در دیگر کشورها نیز نسبت به اعدام های صورت گرفته در زاهدان , شاهد تظاهراتهای اعتراضی آزادیخواهان باشیم.
از تمامی نهاد ها ، افراد و تشکلها درخواست می کنیم که در مقابل این جنایات صورت گرفته ، سکوت نکرده و آن همبستگی و دفاعی که از مبارزین کرد و اعتراض به اعدام ها نموده اند نسبت به مردم بلوچ نیز داشته باشند.


سرنگون باد جمهوری اسلامی

جمعی از چپهای شهر کلن
جمعی ازآنارشیستهای شهر کلن
فعالین هسته اقلیت شهر کلن
کانون همبستگی با کارگران ایران - نورد راین وستفالن


Ort: Haupteingang von Hauptbahnhof 
Wann: Am Samstag 15.01.2011 um 16:00-17:00

Das Volk von Tunesien braucht unsere Solidarität

Tunesien ist seid 200 Jahren eine französische Kolonie. Daran änderte auch die "Unabhängigkeit" 1956 nichts. In Tunesien herrschte und herrscht ein von Frankreich und von der EU abhängiger und kontrollierter Diktator. Seid 1987 ist dies Präsident Zine El Abidine Ben Ali, eine korrupte Marionette der Europäischen Union. Während uns das Land als Urlaubsparadies verkauft wird, mit kilometerlangen "Traumstränden", saugen internationale und besonders französische und EU-Banken und Konzerne Tunesien aus. Von EU-Polizisten trainierte Geheimdienst-Schläger sorgen dafür, dass das Volk weiter mitmacht. Doch das Leben der Menschen in Tunesien wird immer unerträglicher. Jeder vierte Tunesier ist arbeitslos, in vielen Region sogar jeder Zweite ! Zeitungen,Internet und TV “ alles wird zensiert, natürlich im Namen des "Kampfes gegen den Terrorismus". Im Dezember 2010 nun hat es der junge arbeitlose Akademiker Mohamed Bouazizi nicht mehr ertragen: Nachdem er trotz Studium keinen Job fand, wollte er wenigstens Gemüse verkaufen. Als man ihm auch das nicht genehmigte, zündete er sich aus Protest selbst an und verbrannte in aller Öffentlichkeit. Seid dem ist das tunesische Volk in Aufruhr. Es hat seine Unterdrücker satt und ist nicht mehr bereit, sich kampflos erniedrigen und ausbeuten zu lassen. Seid einem Monat gibt es täglich Demonstrationen, Versammlungen und  dank der von der EU ausgerüsteten Polizei  Staatsterror, Straßenkämpfe, Schüsse und Tote. Am Donnerstag, 13.Januar 2011, kam es in der Hauptstadt Tunis zu Kämpfen, die Polzei tötete 8 Demonstranten. Innerhalb der letzten Tage sind mehr als 60 Regimegegner vom Staat ermordet worden. Alle Schulen und Universitäten sind geschlossen, Präsident Ben Ali lässt die Armee aufmarschieren (Natürlich auch trainiert und bewaffnet von der EU).Am Morgen des 12.Januars hat die Polizei den Vorsitzenden der tunesischen Kommunistischen Arbeiterpartei PCOT, Hamma Hammami, in seiner Wohnung verhaftet und verschleppt. Mit ihm wurden bereits hunderte Menschen aus dem ganzen Land entführt, verhaftet und in Gefängnissen und Folterkellern gequält. Der Diktator rechtfertigt den Staatsterror, indem er die Demonstranten selbst mit "Terroristen" und "Extremisten" gleichsetzt.

Wir fordern die sofortige Freilassung von Hamma Hammami und allen Werktätigen, die wegen ihrem gerechten Widerstand gegen Diktatur und Armut in Gefängnissen sitzen !
Wir fordern ein Ende des Staatsterrors gegen das tunesische Volk !
Wir fordern ein Ende der Unterstützung der Diktatur durch Frankreich, Deutschland und die EU !
Weg mit dem korrupten Regime Ben Alis ! Für eine demokratische Republik Tunesien !
Hoch die internationale Solidarität !

Solidaritätsaktion  Samstag 15.01.2011  Domplatte  Köln
um 16uhr

۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

حفظ تمامیت ارضی یا تجزیه کشور های موجود یا برداشتن تمامی مرزها

از زمانی که در جوامع بشری , پس از جنگها و خونریزی های فراوان در طول تاریخ  که منجر به شکل گیری کشور های گوناگون شد,  ما یا شاهد کشور گشائی ها بوده ایم , یا شاهد به استقلال رسیدن کشورهای تحت مستعمره , یا شاهد تجزیه کشورهای شکل گرفته و به رسمیت شناخته شده بوده ایم  یا تلاش برای حفظ تمامیت ارضی کشورهای شکل گرفته به هر قیمتی را دیده ایم که در بسیاری از این موارد با جنگها و کشتار های زیادی همراه بوده است و صدمات زیادی به لحاظ جانی و مالی به بشر زده شده است و کلا محیط زیست آسیب های فراوانی دیده است.
در رابطه با مسئله ملی و چگونگی برخورد با آن تا کنون نظرات و راه حل های متفاوتی ارائه شده است . سوای اینکه نظرات داده شده ، پیشنهاد 1 نفر است یا طرفدار میلیونی دارد را می توان اینگونه تقسیم بندی کرد. 1- طرفداران ناسیونالیست حافظ تمامیت ارضی ، که با هر گونه تغییرات در چارچوب مرزهای کنونی مخالف بوده و حاضر است حتی با کشتار ، آدم کشی و قتل  در محل سکونت ملیتها ، همچنان مرزهای موجود را حفظ کند. 2- طرفداران یک حاکمیت فدرال بر اساس تقسیمات استانها در هر کشوری 3 - طرفداران یک حاکمیت فدرال بر اساس سکونت ملیتها ، این طرح به اختلافات ملی و قومی شدیداً دامن می زند و از طرفی تعدادی از شهرها در بسیاری از کشورها چند ملیتی است و این طرح در این شهرها دچار مشکلات جدی و خشونت می شود. این دیدگاه آدمها را بر اساس نژاد ، ملیت یا زبانشان تقسیم و جدا سازی می کند . 4 - احیای  ایران بزرگ یا امپراطوری بزرگ عثمانی و... طرفداران ناسیونالیست این نظر به دنبال آن هستند که به مرزهای قدیم کشورهای بزرگ برگردند. 5 - طرفداران تشکیل کشورهای بزرگتر بر اساس زبان مشترک. 6- جدائی ملیتهای مختلف از ایران ، افغانستان و ... وتشکیل کشور کوچک مستقل توسط ناسیونالیستها حتی با کشتار ، آدم کشی و قتل برای رسیدن به هدف 7- طرح خود مختاری ملیتهای ساکن در هر کشور 8- طرح جدائی در هر کشور، تشکیل کشور و دولت مستقل و سپس برداشتن مرزها مانند اتحادیه اروپا ( اما در حد همان کشور سابق قبل از جدائی) ، این نظر ناسیونالیستی معتفد است که این اتحادیه زبان مشترک ندارد و هر کسی به زبان خودش صحبت می کند. 9 - دیدگاه رفرم که معتقد است صرفاً باید حقوقی را به آنها داد مانند حق صحبت به زبان مادری ، حق تدریس زبان مادری ، حق نوشتن به زبان مادری در نشریات و کتابها و... اما با حفظ مرز کنونی 10- مخالفان وجود دولتها , که طرفدار برداشتن تمامی مرزهای موجود هستند و معتقدند که این دولتها هستند که به جدائی انسانها دامن می زنند و هدفشان حکومت کردن بر مردم بخشی از کره زمین تحت لوای حاکمیت ملی است. به نظر من ، وجود ملیتهای مختلف در بسیاری از کشورها و تبعیض هائی که به آنها می شود یک واقعیت دردناک است , اما راه حلی که من کاملاً از آن دفاع می کنم ، برداشتن تمامی مرزها از روی کره زمین و نابودی دولتهای به اصطلاح ملی است و بنابراین با تشکیل دولتهای ملی جدیدتر و حتی آن دولتهای ملی که وجود دارد نیز مخالفم. چراکه اگر اعتقادی به حاکمیتهای ملی چه غالب و چه مغلوب ، چه کوچک و چه بزرگ نداشته باشیم ، اگر انسانها را نخواهیم بر اساس نژاد ، فرهنگ، جنسیت، مذهب ، زبان ، ملیت، رنگ پوست، محل تولد ، خاک بخشی از زمین، سرزمین پدری و مادری (وطن)، مرزهای موجود و...تقسیم کنیم و اگر به جای آنها انسان محور باشیم آن موقع سیاست ما با کسانی که اولویت و محوریت شان با ما فرق می کند یکسان نخواهد بود. برداشتن مرزها بصورت مرحله ای شدنی است یعنی هر کسی مرزهایش را با همسایگانش بر می دارد و هر کسی هر جائی که می خواهد می تواند کار، مسافرت یا زندگی کند. سپس حاکمیتهای ملی و ارتش کشورها نیز منحل شوند . آن موقع نمی توان انسانها را با توجه به ملیتشان و مرزهای موجود تعریف و تقسیم بندی کرد و به جای حاکمیتهای ملی،
واحد های خود گردان محلات ، ادارات ، کارخانه ها و شورا های مختلف محلات  که در هر منطقه شکل میگیرد و همه مردم محل در آن شرکت میکنند ( نه نمایندگان آنان ) و مشارکت در اشکال متفاوت تشکلات داوطلبانه اجتماعی , که در این زمینه می توانید به این 2 لینک مراجعه کنید.
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog-post_17.html
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog-post_25.html
نظام جلالی

۱۳۸۹ دی ۲۱, سه‌شنبه

به نظر دوستان چگونه بحث در مورد آنارشیسم را آغاز کنیم و ابتدا به چه موضوعاتی بپردازیم?

من پیشنهاد می کنم ابتدا سئوالات را طرح کنیم و هر کسی بگوید که چه سئوالاتی در مورد آنارشیسم در ذهنش وجود دارد? بعد هر کسی به هر کدام از این سئوالات که خواست جواب دهد.در اینجا من سئوالاتی که قبلا شده را می نویسم تا هر کسی خواست جواب دهد تا بحث آغاز شود.در خلال پاسخ به سئوالات دوباره سئوالات جدید طرح خواهد شد. 1- «فایده» آنارشیسم برای اجتماع چیست؟ 2- برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟ مثلاً در مورد حوزه‌های نفتی، یا محیط زیست. مثلاً اگر دولتی نباشد و یا اعمال قدرتی از طرف دولت نباشد، از ثروتی مثل نفت چطور می‌شود بهره‌برداری کرد؟ یا در مورد محیط زیست، مثلاً فرض کنید عده‌ای علاقه دارند که گونه‌های در معرض خطر را شکار کنند. یا اینکه می‌خواهند ضایعات شیمیایی کارخانه‌های خود را اطراف شهر تخلیه کنند.آنجا که شورای محلی وجود ندارد.. دارد؟ یا اینکه اگر آن حومه یک شورای محلی دارد ممکن است توسط آن کارخانه‌دار به آنها رشوه داده شود. برای این معضلات، آنارشیسم چه جوابی دارد؟ 3- آیا آنارشیسم از سوسیالیسم پدید آمده است؟ 4- آیا آنارشیسم از زوایه ی دید تاریخی پدیده ای از سوسیالیسم است؟ 5- دمکراسی مستقیم چیست? 6- آیاتفکر آنارشیستی در ایران می تواند یه یک آلترناتیو جدی تبدیل شود? 7- مهمترین وظایف آنارشیستها در شرایط کنونی ایران چیست? 8- شیوه سازماندهی و مبارزاتی آنارشیستی چگونه است ?

محل بحث و گفتگو در سایت روزنامه
http://roozna.me/node/724 

۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه

مصاحبه رفقای آنارشیست چکسلواکی ( CSAF ) با رفقای آنارشیست (صدای آنارشیسم )

متن مصاحبه فدراسیون آنارشیستهای چکسلواکی با رفقای آنارشیست صدای آنارشیسم
1- تاریخچه شما و دید شما از ایران چیست?
جمع ما مجموعه ای  از آنارشیستهایی است که قبلا به طور جداگانه و فردی فعالیت سیاسی و اجتماعی داشتیم ولی بیش ازیک سال پیش به ضرورت کار مشترک و هماهنگ رسیدیم و از طریق شبکه اینترنت و فعالیتهای سیاسی یکدیگر را پیدا کردیم. بخشی از ما سابقه فعالیت سیاسی در احزاب مختلف چپ را داشته ایم و امروزه مانند  هر آنارشیستی مخالف حزب و دولت هستیم. ما در کشورهای استرالیا ، کانادا ، ترکیه، آلمان ، فرانسه، نروژ و ....فعال هستیم و در خارج از کشور تنها گروه آنارشیستی فارسی زبان هستیم یعنی زبان مشترک ارتباطی ما فارسی است و فعلا عمدتا از ایران هستیم و رفقایی که به فارسی نیز مسلط هستند و از کشورهای دیگر میباشند یعنی به زبانهای دیگری صحبت میکنند و فارسی نیز میدانند در این مجموعه قرار دارند و امیدواریم رفقای دیگر از افغانستان یا تاجیکستان و غیره نیز به این جمع  بپیوندند . در واقع هرکسی از هر کشوری که فارسی نیز بداند میتواند خودرا جزیی از این جمع بداند و در جلسات ما و همکاری مشترک ما شرکت کند . البته رفقایی که به ترکی , انگلیسی ، کردی ، فرانسوی ، آلمانی، نروژی و.... صحبت میکنند نیز چنانچه مایل باشند میتوانند در جلسات و همکاری مشترک ما شرکت کنند و خود را عضوی از این جمع بدانند چرا که ما هدفمان ایجاد ارتباط هر چه بیشتر مابین آنارشیستها در سطح  جهان بوده است وتلاش میکنیم که مخصوصا آنارشیستهای خاورمیانه را تقویت کنیم و امیدواریم که یک نشست مشترک خاورمیانه ای در چند ماه آینده برگزار کنیم که تماسهائی را با رفقای کرد در عراق ،اسراییل ، ترکیه،اردن، فلسطین، سوریه، ایران و .......داریم
همچنین تلاش میکنیم که تجربیات  رفقای آنارشیست در دیگر کشورها را نیز به فارسی منعکس کنیم و بتوانیم گزارشی از وضیعت جنبش آنارشیستی در هر کشوری را تهیه و منتشر کنیم .ما با آنارشیستهای کانادایی ،آلمانی،فرانسوی،انگلیسی و ........ نیز ارتباط و همکاری داریم یعنی به جز این گروه  مشترک در کشوهای محل سکونت خود نیز به عنوان بخشی از جنبش آنارشیستی در ان محدوده  جغرافیایی (کشوره محل زندگی)هم فعال هستیم .رفقای کرد  عراقی در جمع ما نقش  بسیار مثبتی داشتند و ما را تقویت کردند و ارتباطات خاور میانه ای خوبی نیز دارند که چنانچه مایل باشید میتوانید یک مصاحبه جدا نیز با آنان در مورد  جنبش  آنارشیستی کردستان و عراق داشته باشید .ما دارای چند وبلاگ فعال آنارشیستی به شکل فردی هستیم و همچنین یک وبلاگ مشترک (صدای آنارشیسم )،صفحه فیسبوکی (صدای آنارشیسم )اتاق چت روم آنارشیستی در پالتاک و رادیو هستیم و امیدواریم که در آینده رادیو اینترنتی ،تلویزیون ماهواره ای راه اندازی کنیم همچنین تلاش میکنیم کلیپهای فارسی آنارشیستی تهیه کنیم و در یوتوب قرار دهیم چون حتا یک ویدئو آنارشیستی به زبان  فارسی در یوتوب نیست . هرچند که وبلاگ ها را رژیم ایران فیلتر میکند و یوتوب نیز فیلتر هست ولی  یوتوب نیز میتواند به لحاظ تبلیغاتی بسیار تاثیرگزار باشد .
هرچند که ما در ایران جنبش آنارشیستی نداریم ولی چنانچه صدای آنارشیستها به گوش تودهای مردم در ایران برسد میتواند به یک جنبش بزرگ آنارشیستی در سطح جهان تبدیل شود . واکنش به آنارشیسم  در ایران بسیار مثبت است وقتی که با مفهوم آنارشیسم آشنا میشوند.
به دلیل  وجود تاریخی  انواع دیکتاتوری و سرکوب در ایران هیچ شناختی نسبت به آنارشیسم وجود ندارد ،منابع فارسی،کتب و مقالات آنارشیستی بسیار کم و محدود است ،آهنگ آنارشیستی فارسی نداریم و با اینکه رپ خوانهای  فارسی زبانی هستند که خود را آنارشیست میدانند ولی  تا الان موزیکی در این باره نساخته اند  .تنها شعر جان  لئون به فارسی وجود دارد . کاریکاتوریست آنارشیست یانقاش  آنارشیست ، یا شاعر آنارشیست و کلا هنرمند آنارشیست  در ایران تا الان نداریم . هنرمندان در هر کشوری در طرح اندیشه های  سیاسی ، اجتماعی  میتوانند نقش مثبتی ایفا کنند و ما در این زمینه فعلا چیزی نداریم و از اشکالاتی است  که با آن  روبرو هستیم . ایران چند  صد هزار نفر وبلاگ نویس دارد و در مقابل فقط چند وبلاگ نویس داریم که در مورد آنارشیسم مینویسند ،البته اخیرا  روز به روز بر تعداد وبلاگ نویسانی که خودرا آنارشیست میدانند افزوده  میشود هرچند که چیزی در این باره نمینویسند . از زمانی که ما فعال شدیم چپ دولتی آنارشیستها را نقد میکند و رژیم روی ما حساس شده است البته به دلیل سبک کار آنارشیستی و مسائل امنیتی از ایران هیچ کس در جمع ما نیست . گروههای کوچک  ۲ یا ۳ نفره آنارشیستی در ایران وجود دارد که هر کدام از آنها سبک کار خاص خودشان را دارند ، باهمدیگر در ارتباط نیستند و برای همین رژیم نمیتواند به درون آنها نفوذ کند یا خودش گروه  آنارشیستی درست کند و اگر آنارشیستی دستگیر شود این دستگیری محدود به خودش یا یکی دونفر دیگر خواهد بود .البته اخیرا رفقایی با گرایشات  آنارشیستی در زندان هستند هر چند که قطعا رفقای آنارشیست در اعتراضات ۱۸ ماهه پیش تا کنون نیز شرکت  داشتند ولی  اطلاع دقیقی نداریم ،بهرحال در اعتراضات و مبارزات میلیونی که همه حضور داشتند طبیعتا آنارشیستهائی هم مثل  بقیه شرکت داشتند .
آنچیزی که جالب است گرایش  زنان و جوانان به آنارشیسم بسیار زیاد است و در جنبش کارگری نیز زنان و جوانان کارگر به آن گرایش دارند . امکان آنکه در آینده در ایران یک جنبش آنارشیستی بسیار قوی و گسترده به وجود بیاید بسیار زیاد است در واقع این نیرو بالقوه وجود دارد و آنارشیسم در ایران بسیار با اهداف و خواست های  زنان ،کارگران ،جوانان......همخوانی دارد و ازطرفی  دیگر هیچ آلترناتیو دولتی راست یا چپی که مورد قبول اکثریت جامعه باشد نیست و یک بی افقی وجود دارد و آنارشیسم میتواند ایجاد افق و امید کند .آنارشیسم  در ایران یک راه و شیوه  جدید محسوب میشود و  جامعه ای 
که همیشه دچار استبداد،سرکوب،انقیاد و سلطه بوده است و حداقل خواستهای  انسانی در آن تامین نمیشود و سیاستمداران راست و چپ دولتی  همیشه از اعتماد مردم سواستفاده کردند.این چنین جامعه ای برای آنکه خودش بتواند سرنوشتش را به دست بگیرد آمادگی دارد. افراد بسیاری دارای گرایشات   آنارشیستی هستند بدون آنکه خود بدانند که اسمش آنارشیسم است ،بنابر این تعریف و توضیح درست مفهوم آنارشیسم در سطح جامعه ایران میتواند یک نیروی عظیم را هدفمند بنام آنارشیسم و با خواستهای مشخص  آنارشیستی به صحنه معادلات و مبارزات سیاسی و اجتماعی به سمت آنارشیسم بکشاند در واقع هم زبانی  مشترک وجود ندارد ،ادبیات مشترک وجود ندارد ،اهداف مشخص یکسان که هم نام  باشد وجود ندارد ،مطالبه مشترک مطروح در ابعاد میلیونی وجود ندارد ،هماهنگی برای یک خواست  مشترک وجود ندارد ، در واقع رفتارها و عملکردهای آنارشیستی وجود دارد بدون آنکه آگاهانه و هدفمند باشد یا به زبان دیگر میتوان گفت رفتارها و عملکردها دچار یک بی هویتی است   در حالی  که هویت به واقع وجود دارد . مشکل دیگر نام است یعنی آنکه برای  یک مفهوم مشترک یک نام مشترک وجود ندارد . وقتی ما به تعریف بسیاری از نامها میپردازیم ،آنگاه متوجه نقطه اشتراک آنها میشویم ،همه ما یک  چیز میگوییم ولی با بکار بردن اسامی مختلف موجب سردرگمی خودمان میشویم ،البته گاهی نیز نام مشترک است  ولی مفاهیم گوناگونی مد نظر گوینده آن است ،در بسیاری از موارد ما شاهد تعریف یکسان و یا متفاوتی در نامهایی مانند آنارشیسم ،سوسیالیسم آزادیخواه ،آزادیخواه ،دموکراسی مستقیم ،حاکمیت شوراها ،ضد اقتدار و ضد اتوریته ،شورشگر ،ضد سلطه و............ .
۲- مشکلات  آنارشیستها در ایران چیست ?در مورد سرکوب و زندانیان نیز توضیح دهید?
آنارشیستها نیز مانند هر جریان سیاسی دیگر امکان فعالیت  سیاسی ندارند و مورد سرکوب حاکمیت قرار میگیرند و هرگز یک فضای باز سیاسی نبوده است تا انارشیستها همفکران خود را پیدا کنند و یا اندیشه  خود را تبلیغ کنند .منابع فارسی در مورد آنارشیسم بسیار کم و محدود است .ما در صورت دستگیری آنارشیستها در ایران نمیتوانیم اقدامات زیادی برای آزادی آنان انجام دهیم و خودمان نیز امکانات محدودی داریم .
۳-دید شما از وضیعت خاورمیانه چیست?
جنبش آنارشیستی در خاورمیانه بسیار ضعیف و نوپاست و فقط در ترکیه در وضیت  بهتریست در حال حاضر  و در ایران نیزمیتواند در آینده به یک جریان جدی سیاسی تبدیل شود .
۴-با چه کسانی همکاری داریم?
ما با آنارشیستهای خاورمیانه ،اروپا،کانادا ،و........... همکاری و ارتباطاتی داریم و علاوه  بر آن با آتانوم ها و چپهای ضد اقتدار  و ضد اتوریته ارتباط و همکاری میکنیم به شکل کمپینی
۵-نظر شما در مورد  اسراییل و فلسطین چیست?
به طور کلی ما نیز مانند هر آنارشیستی خواهان  جهانی بدون  مرز و بدون دولت هستیم و در مورد فلسطین و اسراییل نیز برداشتن مرز و نبودن دولت و به جای آن خودگردانی مردم هر منطقه ،مشکل امروزی آنجا را نیز برطرف میکند .سیاست ما حمایت از آنارشیستهای فلسطین و اسراییل است و  ترویج تفکر آنارشیستی در آن مناطق نیز میتواند کم کم مشکلات آنان را تا حدی  برطرف کند اما نباید فراموش کرد که مداخلات دولتها و حمایت از نیروهای دولتی راست و مذهبی در اسراییل و فلسطین  وضعیت را بغرنج  کرده است .امیدواریم در آینده با نشستی که با رفقای آنارشیست منطقه خاورمیانه مخصوصا  در اسراییل ،فلسطین،لبنان،اردن،عراق و........... خواهیم داشت راه حلهای مناسبتری را از آن رفقا جویا شویم و از آن راه  حلها حمایت و پشتیبانی کنیم به هر حال در مورد  هر منطقه ای ، رفقایی که در آنجا زندگی میکنند میتوانند راه  حلهای بهتری را ارائه دهند.


۶-اگر نقشی زمان شاه و یا در سال گذشته در تظاهرات داشتید ?


ما به شکل جریان آنارشیستی در زمان شاه و در سال گذشته نقشی نداشتیم ولی به شکل فردی در زمان شاه و در سال گذشته در خارج از کشور فعال بودیم .

 
۷-چگونه میتوانیم همکاری کنیم ?
الف - مصاحبه به منظور معرفی هر گروه به مخاطبان خود ،انتقال تجربیات ،آگاهی از مقدار امکانات ، نیازها ،ارتباطات به منظور همکاری متقابل
ب- در اختیار قرار دادن امکانات متقابل به یکدیگر برای مبارزات آنارشیستی
ج - تلاش برای راه اندازی تلویزیون آنارشیستی مشترک با کمک یکدیگر و دیگر گروههای آنارشیستی
د- ترجمه مطالب و مقالات یکدیگر به زبانهای مختلف و انتشار آن
ه- جلسات مشترک اینترنتی هر یک ماه یکبار به منظور گزارش دهی  از فعالیت های  خود و تبادل  نظر
و- انتشار و ترجمه اخبار آنارشیستی در سطح جهان به زبانهای مختلف
ز- برگزاری آکسیون مشترک یکبار در سال در صورت امکان

سوالات ما از رفقای چکسلواکی
۱- جنبش آنارشیستی در سطح جهانی در چه وضعیتی به سر میبرد ؟
۲- تاریخچه گروه  شما چیست ؟ به چه نامی فعالیت میکنید ؟ تا کنون چه فعالیت هایی  داشتید ؟ و چه امکانات تبلیغاتی دارد؟
۳- چه تعداد گروه  آنارشیستی در چک و اسلواکی وجود دارد  و وضعیت جنبش آنارشیستی در این ۲ کشور چگونه است ؟
۴-با آنارشیستها در کدام کشورها ارتباط دارید ؟
۵- آینده آنارشیسم را در کدام کشورها مطلوب ارزیابی میکنید؟ جنبش  آنارشیستی در چه کشورهایی حضور قوی در فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد ؟
۶- تاثیرات گروه شما در کشوری که زندگی میکنید چه بوده است تا کنون ؟
۷- باگروه  ما (صدای آنارشیسم)از چه طریقی آشنا شدید؟
۸- قبل از تماس با ما  چه اطلاعاتی  راجع  به جنبش آنارشیستی در ایران و یا خاورمیانه داشتید و یا چه تصوری داشته اید ؟
۹- آنارشیستها در کشور شما با چه محدودیتها و مشکلاتی روبرو هستند؟
۱۰- مقدار گرایش به آنارشیسم در سطح کشور شما و جهان بیشتر شده یا کمتر شده است؟
۱۱- نظر شما در مورد اسراییل  و فلسطین چیست؟
۱۲- چگونه میتوانیم همکاری کنیم؟

۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

نامه سرگشاده جمعی از وبلاگ نویسان و کاربران بالاترین درباره حذف های گسترده در بالاترین

آنچه بر بالاترین گذشت: نامه سرگشاده جمعی از وبلاگ نویسان و کاربران بالاترین درباره حذف های گسترده در بالاترین

ﮐﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﻭﺏﺳﺎﻳﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ، ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺭﺳﺎﻧﻪ، ﺩﺳﺖ ﺍﻧﺪﺭﮐﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺠﺎﺯی ﭘﺎﺭﺳﯽ ﺯﺑﺎﻥ
به تازگی وبسايت بالاترين که به ادعای پديدآورندگانش محيطی جهت اطلاع رسانی، پوشش آزاد خبری و حمايت از محتوای فکری توليد شده در فضای وب فارسی است، به صحنه ی حذف گسترده کاربران و تنشهایی مخرب تبديل شده است که عمدتا ناشی از سوء تدبيرها و ضعف مديريتهای گردانندگان اين وبسايت بوده است. به رغم سهم اصلی مديريت بالاترين در پيدايش و شدت گرفتن بحران پيش آمده، تلاش شد تا اين بی تدبيری ها با حذف کاربران و انسداد فضای گفتگو پوشانده شوند و در ادامه، تصوير وارونه ای از وقايع پيشآمده ترسيم گردد. در اين ميان کاربران حذف شده بی آنکه مجال دفاع از خود در فضای بالاترين را داشته باشند، از طرف گردانندگان بالاترين با عناوينی ناصواب و غيرمنصفانه و خصوصياتی خلاف واقع توصیف شدند. اين در حالی است که اغلب این برخوردهای حذفی حتی بر خلاف مرامنامه وبسايت بالاترين بوده و هيچگونه انطباقی با قوانين فعاليت در اين وبسايت نداشته اند. در امتداد اين روند، مسدود شدن نزديک به دويست حساب کاربری در کمتر از يک نيم روز گمانه زنیهای مختلفی را در ميان کاربران و خوانندگان اين وبسايت برانگيخت اما در اساس، سير وقايع مورد نظر به ترتيب دیگری بوده است:
چالشهای بوجود آمده و اعتراضات اخير کاربران و مخاطبان بالاترين از آنجا آغاز گرديد که پيش از اين، مديريت بالاترين به منظور جلب نظر بخشی از مخاطبين مذهبی اش طی اقدامی شتابزده، بیسابقه، غيرمتعارف و طرفدارانه، با دخالت در خرده مباحث عقيدتی شکل گرفته، اقدام به حذف برخی مطالب و مسدود کردن حساب شمار قابل توجهی از کاربران نمود. این نکته را بایستی یادآوری کرد که حتی بخشی از کاربران معترض نسبت اين اقدام، نه تنها خود طرفدار اينگونه لينکهای بحث انگيز نبوده اند، بلکه در مواردی خود نيز در مقام منتقد آن نوشته ها ظاهر می شدند، اما دخالت و عدم بيطرفی تيم هدايت کننده بالاترين را غيرسازنده دانسته و نسبت به عواقب مخرب آن هشدار دادند. به بیانی ديگر، واکنشهای يادشده ناشی از نگرانی کاربران وبسايت بالاترين نسبت به دخالت و اعمال نظر شخصی مديريت در محتوای ايجاد شده توسط ديگر کاربران و محدود کردن مرزهای آزادی بيان از جانب گردانندگان بالاترين بود. با اين وجود متاسفانه مديريت بالاترين تلاش نمود تا ماهيت اين اعتراضات را صرفا به دفاع این کاربران از وهن دين و دين داران تقليل دهد. به هر حال پس از واکنش کاربران نسبت به محدويتهای بوجود آمده برای آزادی بيان در فضای بالاترين و همچنين در پی صدور بيانيه ای که به امضای چند صد کاربر فعال بالاترين رسيد، مديريت بالاترين موقتا از اجرای برنامه ی خود عقب نشينی نمود. اجرای دو طرح نظرسنجی از کاربران و بازديدکنندگان سايت (که نتایج حاصل از آن رفتار مدیران بالاترین را چندان تائید نمی نمود)، تعديل در مواضع مديريت، انجام چندين مصاحبه با سايتهای خبری و حضور در برنامه پارازيت صدای آمريکا توسط آقای مهدی يحيی نژاد، اقداماتی بود که از جانب مديران بالاترين صورت پذيرفتند. مجموعه ی اين امور که در آن زمان چشم انداز مثبتی از اصلاح رفتار و نگرش مديريتی در بالاترين را به نمايش گذاشت، سبب شد که اغلب کاربران به منظور نشان دادن حسن نيت، فعاليت عادی خود در بالاترين را از سر گرفته و ادامه ی اين روند اصلاحی را خواستار شوند، هرچند که اندکی بعد نحوه ی اداره ی وبسايت بالاترين دوباره دستخوش تغييرات غير سازنده گرديد و مدیریت بالاترین بار دیگر رویه ی یکسویه و همراه با سوظن خود را از سر گرفت.
سرانجام در روز يکشنبه ٢٨ آذرماه سال جاری، شماری نزديک به ٢٠٠ کاربر که عمدتا از ميان فعالترين های بالاترين بودند به همراه تعداد زيادی از لينکهای ارسالی آنها بصورت ناباورانه ای حذف گرديدند. روند حذف گسترده ی کاربران به نوعی خبر از يک پاکسازی عقیدتی گسترده در بالاترين می داد، آنچنان که مديريت بالاترين نيز در قالب نظراتشان ذيل برخی لينکها بدان معترف گشتند. غالب حذفها در ساعات اوليه بامداد همان روز انجام پذيرفتند و آمار حذفشدگان نشان از آن داشت که ليستی از پيش تعيين شده در دستور کار قرار گرفته بود، آنچنان که برخی ا ز کاربران تصفيه شده، نه تنها در حوادث آنروزها دخيل نبودند، بلکه بنا به دلايل شخصی، هفته ها بود که در وبسايت بالاترين کوچکترين فعاليتی نيز نداشتند. برخلاف روال گذشته، جزييات حذف کاربران و دلايل مربوطه از سوی مديريت بالاترين تا به امروز اعلام نگرديده است و صرفا به درج عنوان کلی “نقض قوانين بالاترين” در صفحه ی شخصیشان اکتفا شده است. در آن حين، ظريفترين اعتراض کاربران به روند درپيش گرفته شده نيز تحمل نمیشد و به حذف اين کاربران منجر میگرديد. جمعی از کاربران حذف شده به دنبال راهکارهای بنيادين و جايگزين ازجمله ايجاد فضاهای مشابه بالاترين، نظير “بخش فارسی ديگ” بودند. حتی بنا بر پاره ای شهود، فعاليتهای انتقادی اين قشر از کاربران و تلاششان برای ايجاد و شکلگيری شبکه های اجتماعی جايگزين در محيطهای ديگر همانند فرندفيد و فيسبوک، از جانب تيم بالاترين رصد گرديده و مبنای حذف آنها قرار گرفت.
حذف شمار بيشتری از کاربران در طی روزهای بعد همچنان ادامه يافت و در تمام اين مدت هيچ توضيحی از سوی مديريت بالاترين برای اينگونه رفتارهای بی سابقه و واکنشهای نامتعارف ارائه نگرديد. اينهمه در حالی رخ میداد که برخوردهای صورت گرفته در تضاد آشکار با مرامنامه وبسايت بالاترين مبنی بر پايه ريزی اين وبسايت بر مبنای وب ٢ و محيط کاربر محور بود. اين رخدادها از آن جهت برای بسياری باورنکردنی و عجيب بود که نفس انجام شان در تباين کامل با مواضع قبلی مديريت بالاترين، از جمله مصاحبه اخير آقای مهدی يحيی نژاد با صدای آمريکا، در صحه گذاشتن بر وجود آزادی بيان در وبسايت بالاترين بود. بسیاری از خود می پرسیدند چگونه می شود که ادعای تحقق آزادی بیان در بالاترین چنین زود رنگ می بازد و کاربرانی که سال ها در گردش اطلاعات و ارائه تحلیل های گونه گون کوشیده اند، اینک با اتهامات مختلفی روبرو می شوند. اتهاماتی که حتی از امکان پاسخگویی به آنها نیز محروم گشته اند.
به رغم همه اين موارد، بالاترين به جای اقناع معترضين، با برجسته نمودن رفتار و گفتار بعضاً نامتوازن تعداد انگشت شماری از کاربران، سعی در تخطئه کليت و ماهيت اعتراضها و غير منطقی جلوه دادن معترضين داشت. از طرف ديگر با در نظر گرفتن اين موضوع که ليست حذف شدگان در اختيار بالاترين بوده است، بر حسب روال معمول انتظار میرفت نسبت به يکايک حذفها توضيح کافی ارائه گردد، اما متاسفانه توضيحات بالاترين همانند کيفرخواستی دسته جمعی بود که در آن اکثريت کاربران مورد تهمت های ناروا قرار میگرفتند. اين شيوه به دور از اخلاق حرفه ای، بر حس بی اعتمادی گسترده کاربران بالاترين نسبت به مديريت بیشتر دامن زد. مجموعه وقايع يادشده که بستر اصلی آنها عدم بیطرفی مديريت بالاترين، ارائه تعاريف و مشی غيرمتجانس با مرامنامه بالاترين، عدم خويشتنداری ضابطين وبسايت و در نهايت برخوردهای آمرانه و سليقه ای گردانندگان وبسايت بالاترين بود، کار را بدانجا رسانيد که گروهی از کاربران اخراج و حذف شدند، تعدادی عزم کوچ کرده يا به قهر بالاترين را ترک گفتند و ماندگان نيز يا بی رغبت شده و يا از هراس حذف تن به سکوت و کرنش دادند. دامنه اين حوادث تا بدانجا پيچيده شد که حتی شخص آقای مهدی يحيی نژاد در قالب نظری در وبسايت فرندفيد، به وجود بحران در وبسايت بالاترين معترف گرديدند. اما اعتراف به وقوع بحران به تنهایی چاره ساز نیست. چه آنکه برای حل بحران، باید وجود و حضور سوی دیگر این اتفاقات را نیز باید به رسمیت شناخت. آنها که در سوی دیگر این وقایع ایستاده اند، گرچه به نظر تنها شناسه هایی مجازی می آیند، اما این تنها جبر زمانه است، چه آنکه در پس این شناسه ها نیز انسانهایی هستند که چه بسا بسیاری شان از فرهیختگان جامعه ایران باشند. مواجهه با یک جامعه ی متکثر و پویای انسانی، متفاوت از برخورد با عناصر ایستا یا فرمول های ریاضیاتی است.
ما امضا کنندگان اين نامه؛ متشکل از وبلاگ نويسان و همچنين کاربران فعلی و پيشين وبسايت بالاترين، با حفظ تنوع و تفاوت های سیاسی و فکری میان خود، از آن جهت که اين وبسايت با کمک يکايک کاربرانش به نقطه ای از شکوه و اعتبار دست يافته بود و اينک در اثر اعمال سياست های نادرست و شتاب زده در سراشيب مخاطره قرار گرفته است، عميقا متاسف و متاثر هستيم. با اينحال در نگاهی کلان، جبران خسارتهای ايجاد شده را ناممکن نمی دانیم، اما تصور میکنيم گذشت زمان و بی توجهی نسبت به حل معضلات پديدآمده یا سخن گفتن در تریبون های یکسویه علیه آن کاربران، عمق خسارتهای به وجود آمده را به مراتب بيشتر خواهد ساخت و اثرات زيانباری را برای وبسايت بالاترين و اعتبار اين شبکه اجتماعی مجازی پديد خواهد آورد و در نقطه ی مقابل به منزله ی از دست رفتن فرصتی برای کاربران وب ٢ فارسی خواهد بود.  در پايان، عذرخواهی از این برخوردهای حذفی، بازکردن حسابهای مسدود شده کاربران، بازگرداندن لينکهايی که دستخوش حذف و سانسور گرديده اند، ايجاد فضايی امن و بدور از دغدغه حذف و سانسور برای کاربران و همچنين تضمين آزادی بيان را کليد برونرفت از بحران به وجود آمده میدانيم.
با احترام،
امضا کنندگان:
آدرس وبلاگ آدرس صفحه کاربری در بالاترین نام کاربری بالاترین
http://balamusics.wordpress.com http://balatarin.com/users/aalijenaab aalijenaab 1
http://akarim8808.blogspot.com/ http://balatarin.com/users/akarim akarim 2
http://artahermes.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/artahermes artahermes 3
http://balva.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/balva balva 4
http://Bhrngi.blogspot.com http://balatarin.com/users/behrangi Behrangi 5
http://behzad-fathi.blogspot.com/ http://balatarin.com/users/behzad333 behzad333 6
http://brabt.blogspot.com http://balatarin.com/users/brabt brabt 7
http://gomrah.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/bruno bruno 8
http://taqiehh.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/cesc Cesc 9
http://yekazadmard.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/ezel Ezel 10
http://onvaredonya.blogspot.com/2009/09/blog-post.html http://balatarin.com/users/ferdows ferdows 11
http://gomnamian.blogspot.com http://balatarin.com/users/gomnamian gomnamian 12
http://greennpath.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/green_path green_path 13
http://www.andishehnovin.blogspot.com/ http://balatarin.com/users/humanwatch humanwatch 14
http://Kajputin.wordpress.com http://balatarin.com/users/kajputin Kajputin 15
http://marllboro.wordpress.com http://balatarin.com/users/khaki khaki 16
http://arashbahmani61.blogspot.com/ http://balatarin.com/users/lenny lenny 17
http://omidfardadk.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/omid_farda omid_farda 18
http://passionofanna.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/polarbear polarbear 19
http://rahafree.blogspot.com/ http://balatarin.com/users/rahafree rahafree 20
www.tahlilesabz.blogspot.com http://balatarin.com/users/roger_s roger_s 21
http://masih22.wordpress.com http://balatarin.com/users/sansor sansor 22
http://serppico.blogfa.com/ http://balatarin.com/users/serpico serpico 23
http://gameron.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/shaygan shaygan 24
http://sikhunak.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/Sikhunak Sikhunak 25
http://mina10.wordpress.com/ http://balatarin.com/users/simakia Simakia 26
http://tara-niazi.blogspot.com http://balatarin.com/users/taraniazi taraniazi 27
http://tavazon.blogspot.com http://tavazon.blogspot.com/ tavazon 28
http://balatarin.com/users/30na60 30na60 29
http://balatarin.com/users/alfredt alfredt 30
http://balatarin.com/users/amir80 amir80 31
http://balatarin.com/users/amiroo amiroo 32
http://balatarin.com/users/anxious anxious 33
http://balatarin.com/users/arashiros arashiros 34
http://balatarin.com/users/arashxan arashxan 35
http://balatarin.com/users/alieazadi Alieazadi 36
http://balatarin.com/users/ahmad88 Ahmad88 37
http://balatarin.com/users/bigharar Bigharar 38
http://balatarin.com/users/benq benq 39
http://balatarin.com/users/bizbilak bizbilak 40
http://balatarin.com/users/caesar caesar 41
http://balatarin.com/users/daniel7 daniel7 42
http://balatarin.com/users/dardmand dardmand 43
http://balatarin.com/users/donjuan donjuan 44
http://balatarin.com/users/douran douran 45
http://balatarin.com/users/elecgirl elecgirl 46
http://balatarin.com/users/fara_marz fara_marz 47
http://balatarin.com/users/feroyd feroyd 48
http://balatarin.com/users/foozool Foozol 49
http://balatarin.com/users/germany Germany 50
http://balatarin.com/users/greenit greenit 51
http://balatarin.com/users/havaspart havaspart 52
http://balatarin.com/users/heidegger heidegger 53
http://balatarin.com/users/human.rights human.rights 54
http://balatarin.com/users/imanava imanava 55
http://balatarin.com/users/jaxi Jaxi 56
http://balatarin.com/users/kamangiri kamangiri 57
http://balatarin.com/users/leviathan leviathan 58
  http://balatarin.com/users/mahdi626 mahdi626 59
  http://balatarin.com/users/Makaveli Makaveli 60
  http://balatarin.com/users/malekius malekius 61
  http://balatarin.com/users/Manianet Manianet 62
  http://balatarin.com/users/MardeParsi Marde Parsi 63
  http://balatarin.com/users/mahpishuni Mahpishuni 64
  http://balatarin.com/users/mirza59 Mirza59 65
http://pdamon.wordpress.com http://balatarin.com/users/modernity modernity 66
  http://balatarin.com/users/navidan navidan 67
  http://balatarin.com/users/neda_irani neda_irani 68
  http://balatarin.com/users/nima11116 nima11116 69
  http://balatarin.com/users/odiseh60 odiseh60 70
  http://balatarin.com/users/parsi8703 parsi8703 71
  http://balatarin.com/users/pentagerom pentageram 72
  http://balatarin.com/users/persepolis persepolis 73
  http://balatarin.com/users/phenom phenom 74
  http://balatarin.com/users/punishment punishment 75
  http://balatarin.com/users/serpicoo serpicoo 76
  http://balatarin.com/users/SadeqRahimi SadeqRahimi 77
  http://balatarin.com/users/sashtiani sashtiani 78
  http://balatarin.com/users/shakila shakila 79
  http://balatarin.com/users/shab3000 shab3000 80
  http://balatarin.com/users/shapal shapal 81
  http://balatarin.com/users/Terminus Terminus 82
  http://balatarin.com/users/truth-seeker Truth-Seeker 83
  http://balatarin.com/users/vakil vakil 85
  http://balatarin.com/users/wiseman wiseman 86
  . . .
  . . .
  . . .
  . . .
  . . .
  . . .
  . . .
  . . .

۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه

نه قفس برای حیوانات و نه زندان برای انسانها, خواست آزادی همه زندانیان را فریاد کنیم

در فضای آزاد زندگی کردن حق حیوانات و انسانها است پس حق آزاد بودن را از آنها سلب نکنیم .
 تا پایان شهریور ماه امسال، بیش از ٢۰۴ هزار نفر در زندان‌های کشور محبوس بودند.
درصد زنان زنداني 3.5 درصد است که 60 درصد این زنان 19 تا 29 ساله و بسیاری از آنها مادر‌اند و بسیاری از کودکان خردسال آنها همراه با مادرانشان در زندان هستند.
متوسط جهانی حضور شهروندان در زندان، ١٣٣ نفر در هر یکصدهزار نفر است، در حالی که آمار نشان می دهد در برخی استانهای ایران، تعداد زندانیان بیش از سه برابر، حد معمول در جهان است.آمار کل زندانیان کشور نسبت به سال قبل  افزایش ٣۵ درصدی داشته است و در نیمه نخست سال ٨٩، تعداد زندانیان به طور مداوم در حال افزایش بوده است.
تعداد افغان های زندانی در ایران را حدود پنج هزار نفر اعلام می کنند که خبر ازصدور حكم اعدام برای سه هزار زندانی افغان می دهند. البته معلوم نیست که این 5000 افغان  را که شهروند ایران هم حساب نمی کنند در آماربیش از 204 هزار زندانی در نظر گرفته شده اند یا نه? و دیگر اینکه چرا خود مقامات زندانها آمار دقیقی از تعداد زندانیان ندارند?  و این بیش از 204 هزار زندانی,  شامل چند هزار نفر دیگر می شود ? آیا این آمار شامل زندانیان زندانهای غیر رسمی ، غیر علنی و مخفی نیز می شود?
آمار زندانیان ثابت وعلنی در سال 1385 حدود 177 هزار نفر بود که در 71 زندان رسمی به سر می بردند. بنابراین تعداد زندانهای رسمی نیز باید بیش از 71 زندان شده باشد و تعداد زندانهای مخفی نیز باید بیشتر شده باشد با توجه به مبارزات خیابانی سال گذشته و افزایش کل آمار زندانیان در ایران. 


سید هاشم خواستار ,  معلم بازنشسته و  عضو کانون صنفی فرهنگیان خراسان، با انتشار نامه‌ای به مواردی اشاره می کند از جمله :
1- آنطور که زندانیان ابراز می دارند آمار زندانیان بیش از 13هزار است که در خیلی از قسمت‌های زندان هر انسان کمتر از یک متر مربع مساحت دارد که این مساحت برای یک راس گوسفند در طویله است در بند قرنطینه و بند 4 و بند 5 به خاطر کمبود جا به صورت کتابی بسیار فشرده می خوابیدیم در 5/3 متر طول 12 نفر می خوابیدیم یعنی هر نفر یک موزاییک 30 سانتی متری داشتیم .
2- اعدام زندانی ها به صورت مرتب و دسته جمعی صورت می گیرد و در هیچ نشریه و رادیو و تلویزیون وحتی تلوزیون مدار بسته زندان منعکس نمی شود اثرات بسیار سویی نه تنها برای زندانیان که برای کارمندان زندان داشته و در آینده باعث مشکلات روحی و روانی و سرطان برای آنها خواهد شد .
4- کتک کاری و ضرب وشتم شدید زندانیان که به هر دلیل به وسیله نیروهای گارد ویژه صورت می گیرد باعث فشارهای روحی و روانی بر تمام زندانیان و کارمندان زندان و سربازان شده که در ایجاد جامعه نا سالم و تداوم این جامعه نا سالم بسیار موثر است .
5- استفاده از گاز اشک آور و فلفل برای زندانیان به اصطلاح شرور که سایر زندانیان نیز بی نصیب نمی مانند. و تالمات روحی شدیدی برای زندانیان و کارمندان زندان ایجاد کرده که اثرات سوء آن بر روی خانواده و جامعه بسیار شدید است .
5- دیدن و شنیدن زندانیانی که مرتب بر اثر فشارهای درونی و روحی خود زنی و خودکشی و حتی لب هایشان را سنجاق و یا می دوزند که اثرات سویی بر جامعه زندان و جامعه بیرون از زندان می گذارد .
6- دیدن زندانیان مریض جسمی و روحی که باید در بیمارستان و یا در بهزیستی و یا در خانه شان پرستاری و نگهداری شوند و دیدن زندانیانی که نزدیک 20 سال و یا بیشتر است در زندان می باشند .
9- هپاتیت و ایدز در بین زندانیان وجود دارد بدون اینکه آموزش های لازم جهت عدم گسترش به دیگران داده شود. شپش که بیداد می کند
طبق آمار چند سال پیش جمهوری اسلامی , سالانه حدود 800 هزار نفر از 3 روز تا چند سال گذرشان به زندانها افتاده است که البته با توجه به افزایش تعداد کل زندانیان در این سال و مبارزات خیابانی مردم در سال قبل از آن , قطعا در 2 سال گذشته , بیش از 800 هزار نفر از 3 روز تا چند سال گذرشان به زندان افتاده است. 
چند سال پیش که فقط آمار زندانیان در ایران یک و نیم برابر میانگین جهانی بود , آمار پرونده های دادگستری سالانه 6 تا 7 میلیون و آمار زندانیان نسبت به قبل از انقلاب 32 برابر و مجازات تنها 400 نوع جرم در ایران زندان بود و اینک معلوم نیست که تعداد
پرونده های دادگستری سالانه چند میلیون افزایش داشته است?
در تعریف جرم در قوانین ارتجاعی و ضد انسانی ج.ا آمده است : هر فعل یا ترک فعلی که توسط قانون برای آن مجازات تعیین شده جرم محسوب می شود. در واقع با چنین تعریفی از جرم دست خودشان را باز می گذارند برای سرکوب بیشتر مردم.
در تعریف زندان در قوانین ج.ا اینگونه آمده است : زندان محلی است که در آن متهمان و محکومان با قرار یا حکم کتبی مقام قضائی موقتاً برای مدتی معین و یا به طور دائم به منظور اصلاح و تربیت و درمان نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی و تحمل کیفر نگهداری می شوند.
اتفاقاً این تعریف زندان در قوانین ج.ا با واقعییات اصلاً هم خوانی ندارد ( و فقط در جهت مشروعیت بخشیدن به زندان در قوانین آمده است) چراکه 1- بسیاری از کسانی که توسط نیروهای امنیتی دستگیر و بازداشت شده اند بدون قرار یا حکم کتبی مقام قضائی و در بسیاری از موارد با ضرب و شتم یا همراه با خبر مرگ و یا تجاوز جنسی به فرد دستگیر شده بوده است . 2- در طرح امنیت اجتماعی که با ضرب و شتم و سلب امنیت توسط پلیس همراه بود ما هیج نشانی از اصلاح و تربیت و درمان نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی نمی بینیم بلکه خود پلیس و مقام قضائی عامل نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی بوده اند و خود مانند بزهکاران عمل کرده اند.
پس زندان ج.ا را در واقعیت امردر شرایط کنونی می توان اینگونه تعریف کرد : زندان محلی است که فرد مظنون معمولاً بدون حکم وشبانه با هجوم به خانه و خانواده اش با شلاق و ساطور و اسلحه با ضرب و شتم زخمی شده و توسط پلیس مامور امنیت ، سلب امنیت شده و در خیابان با آفتابه در گردن یا سوار بر خر، به شکل وحشیانه ای گردانده می شود و سپس بعد از ایجاد ترس در جامعه فرد مظنون به نقطه نا معلومی برده می شود و پس از آزار, اذیت و شکنجه ، اگر اعدام نشود ، در یک مکان به نام زندان که مکانی غیر انسانی ، محصور که مثل قفس است ، فرد برای مدتی معلوم یا نامعلوم ، موقتی یا دائم ( تا هر وقت که دلشان بخواهد ) تا زمان پایان دوران زندان ( تا دستگیری مجدد ) یا اعدام ، به منظور تنبیه و ارعاب جامعه نگهداری می شوند تا فرد علاوه بر مجازات ، توان و سلامتی اش گرفته شده و با سلب آزادیهای فردی و اجتماعی او به خاطر رعایت نکردن قوانین رژیم حاکم یا به علت تعرض به حقوق دیگران (خارج از باند های مافیایی رژیم ، جراکه تعرض کردن به حقوق دیگران نیز در انحصار رژیم است و فقط باید در خدمت رژیم باشد) معمولاً به مدت طولانی محبوس می شود به طوری که دیگر زندانی مالک جان ، سلامتی و اراده خودش نخواهد بود.
زندانی سیاسی را نیز می توان با توجه به نوع برخورد امروزه رژیم اینگونه تعریف کرد :
افرادی که نسبت به مسائل جامعه و جنایات رژیم بی تفاوت نیستند یا مشکلات صنفی دارند یا به دنبال حقوق کارگران ، زنان ، دانشجویان ، معلمان یا اقلیتهای قومی و مذهبی هستند یا وبلاگ نویس یا روزنامه نگار یا معترض هستند، پس مظنون تشخیص داده می شوند و در نتیجه تهدیدات نرم محسوب می شوند که ماموران امنیتی رژیم معمولاً بدون حکم به خانه یا محل کار آنها یا در خیابان هجوم برده و با ضرب و شتم فرد مظنون به تهدیدات نرم به شکل سخت و خشن دستگیر شده و به نقطه نامعلومی برده می شوند و پس از شکنجه توسط سربازان گمنام امام زمان و اعتراف (به هر آنچه که نیز نکرده اند)، با پرداخت وثیقه آزاد شده ( تا دستگیری بعدی ) و کلاً برای کوتاه مدت یا بطور طولانی مدت نگه می دارند یا اعدام می کنند.
هدف از زندانی کردن افراد سیاسی یا مظنون به سیاسی بودن یا حتی خواست صنفی داشتن و... آن است که علاوه بر اینکه در جامعه رعب و وحشت ایجاد می کنند بتوانند جنبش ها را به عقب نشینی وا دارند و هم اینکه هدفشان آن است که اساساً در هم بکوبند جسم و روان فرد را با شکنجه و فشار ، به طوری که فرد یا گوشه انزوا گزیند و پی زندگی خود رود، یا خودکشی کند یا تسلیم شود ، یا آنچنان دچار بیماری روحی و یا جسمی اش کنند که پس ازاعترافات با شکنجه و پرداخت وثیقه سنگین آزاد شده و قبل از دستگیری مجدد یا مشغول دوا و درمان خودش باشد ونتواند مثل گذشته کارائی مبارزاتی داشته باشد یا فرد را با فشارو آزار مجبور به خروج از کشور می کنند.
کارکرد و عملکرد زندان و نتایج و تاثیراتش بر روی فرد و جامعه : زندان قدرتی تمام و کمال را بر زندانیان وارد می کند و ساز و کارهای درونی خود را در سرکوب و مجازات دارد. تمامی روش هائی را که در سایر ساز و کارهای انظباطی یافت می شوند به حداکثر شدتشان می رساند و آزادی فرد و وقت او را در اختیار دارد و آنچنان فشار و کنترلی را بر زندانی وارد می کند که نه فقط در یک روز بلکه در توالی روزها و حتی سال ها می توان زمان خواب و بیداری ، زمان فعالیت و استراحت ، نوبتها و مدت غذا خوردنها ، کیفیت و جیره غذاها ، استفاده از گفتار، حتی تقریباً استفاده از اندیشه را برای انسان تنظیم وتحمیل می کند. در یک کلام کنترلی که تمامی انسان و تمامی انسان و تمامی توانائی های جسمی و روحی وجودش را و زمانی که ازآن اوست به تصاحب درمی آورد.زندان محلی است که دیگر فرد مالک آزادی خویش نیست و هر تجاوزی به حقوق او می تواند صورت بگیرد. زندانی اسیری است که دیگران مالک جان و سلامتی او هستند. زندان از مجموعه افرادی که گرد می آورد جامعه ای نو می سازد و گاه تاثیرات آن ، چنان بر زندانی زیاد است که پس از آزادی بعضی ترجیح می دهند که بقیه عمر را در زندان بسر ببرند. محروم کردن یک شهروند و خانواده اش از هر آنچه که برایشان گرامی است و بودن یکی از اعضای خانواده در زندان و ایجاد مشکلات در امرار معاش و مسائل عاطفی و ... ، فقط تنبیه برای یکنفر نسشت ، بلکه اجحافی است که به او و مخصوصاً در حق خانواده اش روا داشته می شود و مخصوصاً در ایران به دلیل فقر زیاد و نبود حمایتهای اجتماعی از خانواده زندانیان و...، مشکلات زیاد و گاه فاجعه باری را برای خانواده زندانیان ایجاد می کند و کسی در این رابطه پاسخگو نیست.
 "کودکان زندان" اغلب کودکانی هستند که در دوران حبس مادر میان سایر زنان مجرم متولد و همان‌جا بزرگ می‌شوند. "کودکان زندان" از ابتدا فقط جرم و مجرم می‌بینند. عادی‌ترین مفاهیم برای آنها بیگانه است. کودکان زندان خیابان را نمی‌شناسند. از نظر آنان پارک وجود خارجی ندارد. کنجاویشان لابه‌لای میله‌های زندان محبوس می‌ماند، سرخورده می‌شود، می‌میرد. در زندان حتی لیوانی برای شکستن وجود ندارد تا بچه‌ها بفهمند که شکستن چیست.کودکان زندان بازی را نمی‌شناسند.
زندان فرار از حل معضلات اجتماعی و قرنطینه کردن کسانی است که به آن دچار شده اند ، درست مثل کسی که به ایدز دچار شده است و به جای درمان او را زندانی کنند ، حتی کسی که قتل می کند در حالت عادی بسر نمی برد ، اینکه چه عاملی او را به اینجا کشانده بحث اصلی است ، چراکه آن فرد دچار یکسری مشکلات و معضلات اجتماعی شده است. زندان برای جامعه پر هزینه است و بازتولید کننده بزهکاری و مرکز آموزش غیر حرفه ای هاست. یکی از بزرگترین اشکالات مجازان زندان ، غیر قابل برگشت بودن آن است و در صورت اشتباه بودن رای و نظر دادگاه ، عمر گذشته دیگر بر نمی گردد و غیر قابل جبران است. تا آنجا که امکان دارد مجازاتها باید به گونه ای باشند که قابل برگشت باشند در صورتی که زندان چنین خصوصیتی ندارد.در همه جا این قانون است که جرم را تعریف می کند و مجرم را مشخص و مجازات را تعیین می کند.از آنجا که قوانین در خدمت حاکمیتها است و دارای منافع و شرایط یکسان فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی نیستند، در نتیجه تعاریف جرم در کشورهای مختلف متفاوت است. تعریف جرم باید مشخص و محدود باشد و این تعریف باید توسط مردم صورت بگیرد و نه حاکمیتها و حداکثر مجازات باید مشخص باشد و قابل برگشت در صورت اشتباه بودن , برمبنای چه سنجشهائی می توان مجرم را عادلانه تنبیه کرد و چه کسی براستی از میان انسانها چنین صلاحیتی را دارد؟ به جرم حکومتگران چه کسی می تواند رسیدگی کند ؟ راه کاهش جرم در جامعه از بین بردن مشکلات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی است. رابطه زندان با قانون ، رابطه ای است تنگا تنگ و مجازات زندان را قوانین تعیین می کنند و قوانین همه جا به نفع طبقه حاکم یا نمایندگان آنها در مجالس تدوین می گردد. قوانینی که قرار است در مورد خود ما مردم اجرا شود هیچ نقشی در تدوین آن قوانین نداریم. قوانین باید توسط خود مردم نوشته شود و نه حاکمیتها و ما باید به قوانینی احترام بگذاریم که در مورد ما اجرا می شود ولی خود ما در تدوین آن هیچ نقشی نداریم و طبیعتاً این قوانین در خدمت مردم نخواهد بود ، بلکه مردم در خدمت قوانین حاکمیت خواهند بود و قوانینی برای حکومتگران وجود ندارد و قانون در مورد آنها اعمال نمی شود. به عنوان مثال چاقو کشی جرم است اما فقط برای مردم ، چراکه در وقایع و مبارزات خیابانی دیدیم که چاقوکشان خامنه ای با چاقو و دشنه به مردم حمله کردند و بسیاری را زخمی و مجروح کردند ، ولی در مورد آنها قانون مجازات چاقو کشی نه تنها اعمال نشد بلکه مورد تشویق رهبر جنایتکار و ارتجاعی ج.ا قرار گرفتند.اگر بتوانیم از همین امروز حول خواست نابودی و حذف زندانها در جامعه یک جنبش عظیم سیاسی ، اجتماعی ایجاد کنیم ، آن موقع این جنبش حداقل می تواند مانع و کند کننده ابزار سرکوب حاکمیتها باشد و یا مثلاً بعد از سرنگونی ج.ا و احیاناً پیاده شدن سیاستهای اصولی و پایه ای این جنبش دموکراتیک در قوانین ، با تغییرات اساسی و ریشه ای در ساخت قدرت سیاسی ، تغییر قوانین و وضع قوانین توسط مردم و نه حاکمیتها ، محدود کردن تعریف جرم ، فقر زدائی از جامعه به لحاظ فکری ،فرهنگی، اقتصادی و نیاز جنسی ( نگاه کنید به صفحه حوادث تا نقش این 4 مورد فقر را در بدبختی ها و جنایات ببینید) ، استفاده از آموزش و بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگی جامعه و اطلاع رسانی از طریق وسایل ارتباط جمعی و آزادی گردش اطلاعات ، استفاده از دارو درمانی و گفتار درمانی و خدمات پزشکی رایگان در رابطه با بزهکاری ، آزاد بودن در حق انتخاب برای زندگی یا عدم زندگی مشترک و عدم سختگیری قوانین (در این زمینه نگاه کنید به صفحه حوادث تا به عمق فاجعه سختگیری قوانین در این زمینه پی ببرید) ، ایجاد انواع انجمنهای دموکراتیک و کانونهای حمایتی و مددکاری مردمی در مقابله با مشکلات و معضلات اجتماعی ، مبارزه همگانی با فرهنگها و سنن عقب افتاده و خشونت های اجتماعی ، تعمیق آزادی بی قیدوشرط سیاسی و اجتماعی ، وجود آزادی گفتار و رفتار فردی و جمعی ، افزایش امکان تفریح و شادی مردم ، افزایش مسافرت طولانی به خارج از کشور و افزایش مسافر و توریست به ایران به منظور تبادل فرهنگی ، حمایت دولتی و مردمی از کسانی که خود را در جامعه و یا خانواده بی پناه حس می کنند ( نگاه کنید به صفحه حوادث ) آموزش حرفه ، ایجاد اشتغال و انواع تخصصها و... می توان مشکلات ، معضلات و خشونتهای اجتماعی را کاهش داد.و اختیارات نامحدود مجازات را از قوانین سلب کرد و شکنجه و زندان را به گور تاریخ بسپاریم. ما با برخورد با علتها و نه معلولها و ریشه یابی مشکلات و معضلات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی می توانیم جامعه ای انسانی را بنا نهیم.


نظام جلالی

۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

از مردم بی پناه بلوچستان حمایت و اعدام ها را محکوم کنیم

صبح امروز شنبه ۱۱ دی ۸۹، چهار نفر به اتهام «افساد فی‌الارض و محاربه با خدا و رسول خدا» در زندان زاهدان، مرکز استان سيستان و بلوچستان در جنوب شرقی ايران اعدام شدند.
ابراهيم حميدی، رئيس کل دادگستری سيستان و بلوچستان از «ظهوراحمد عاصف‌دوست، جهانبخش براهويی، محمود براهويی و شهرام نارويی» به عنوان کسانی که امروز اعدام شده‌اند، نام برد.
همچنين ۳۰ آذرماه گذشته ۱۱ نفر در محوطه زندان زاهدان به اتهام «افساد فی‌الارض و محاربه با خدا و رسول و مقابله با نظام» اعدام شدند.
 بنا به گزارش سالانه سازمان عفو بين‌الملل، تعداد اعدام‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی ايران در خلال سال ۲۰۰۹ ميلادی بيش از ۳۸۸ مورد اعلام شده که پس از چين، با جمعيت بيش از يک ميليارد و ۳۰۰ ميليون نفر، ايران را در رده دوم جهانی قرار می‌دهد.
  هم اکنون دو سوم کشورهای عضو سازمان ملل، يعنی ۱۳۰ کشور، حکم اعدام را کنار گذاشته‌اند، اما در ۶۲ کشور همچنان مجازات اعدام اجرا می‌شود که جمهوری اسلامی ايران يکی از اين کشورها است.
طبق آمار سازمانهای حقوق بشری، یک سوم ا عدامی ها در ایران بلوچ بوده اند ( البته تاریخ آن معلوم نیست و مشخص نیست که یک سوم اعدامی ها بلوچ بوده اند دقیقا مربوط به چه زمانی است و چه تعداد می باشند)  تعداد زیادی از ا عدامیان در زندان وکیل آباد مشهد نیز بلوچ هستند که بطور ناشناخته، بسر دار برده شده اند.

 خبرگزاری حقوق بشر ايران (رهانا)، نيز امروز گزارش داد از آغاز سال ۱۳۸۹ تاکنون «بيش از ۲۰۰ نفر» در ايران اعدام شده‌اند که دست‌کم شش نفر از آن‌ها زن بوده‌اند. بر اساس اين گزارش استان‌های تهران، خوزستان، اصفهان، يزد و آذربايجان غربی رتبه‌های اول تا پنجم اعدام در ايران را به خود اختصاص داده‌اند.

 همانطور که می دانید استان سیستان و بلوچستان واقع در جنوب شرقی ایران از دو منطقه سیستان و بلوچستان تشکیل می‌شود که منطقه سیستان شامل سه شهرستان زابل، زهک و شهرستان هیرمند است. منطقه بلوچستان از زاهدان که مرکز استان است، شروع می‌شود و شهرستان‌های زاهدان، خاش، سراوان، ایرانشهر، سرباز، نیکشهر، چابهار و کنارک را در بر می‌گیرد.
اما آیا می دانید که مردم بلوچستان در ایران از بی پناه ترین ملتهای ساکن ایران هستند و هر بی پناهی که از سایر نقاط ایران یه بلوچستان برود مورد حمایت مردم آنجا قرار می گیرد چرا که خود درد این بی پناهی را کشیده اند. نمی دانم آیا هرگز به بلوچستان مخصوصا زاهدان سفر کرده اید یا نه , شهر مملو از نیروی نظامی و امنیتی است و مانند یک پادگان نظامی است. تو گویا همین امروز یک کودتای نظامی در زاهدان رخ داده است . وقتی وارد شهر می شوید و بومی آنجا نباشید هزاران چشم نیروهای نظامی شما را خیره نگاه می کنند تو گوئی رفتن و سفر کردن به این منطقه ایران خودش جرم محسوب می شود .فقر, اعدام و نیروی نظامی از مشخصه های شهر زاهدان شده است و جمهوری اسلامی برای این استان علاوه بر فقرو تهیدستی اعدام فرزندانشان را نیز به ارمغان آورده است . این استان از محرومترین استانهای کشور محسوب می شود  و۷۴%  بلوچ ها زیر خط فقر زندگی کنند.
  زاهدان حتی بر خلاف کردستان اعدامی هایش کمتر مورد توجه و حمایت اپوزسیون آزادیخواه داخل و خارج از کشور قرار می گیرد و نیروهای سیاسی خود بلوچ ها نیز در خارج از کشور مانند کردها فعال سیاسی و نیروی سیاسی قدرتمند ندارند. در خارج از کشور کردهای عراق, ترکیه و تا حدی سوریه در آکسیونهای ضد اعدام در کردستان ایران شرکت می کنند اما بلوچ های ایران در خارج از کشوراز حمایت بلوچ های افغانستان و پاکستان برخوردار نیستند پس بنابراین من فکر می کنم در اعتراض به اجرای حکم بلوچ ها باید تظاهرات هایی را سازماندهی کرد.

نظام جلالی